سيد محمد باقر برقعى
287
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مناجات الهى ! سينهام سوزان بگردان * ز سوز سينه ، دل نالان بگردان شرار عشق در دل ريز و دل را * به سوز عشق ، جاويدان بگردان به پرواز است مرغ جان به سويت * كرم فرماى ، ره آسان بگردان خطر در پيش وادى بس عميق است * گذارم زين گذر ، امكان بگردان توان و طاقت و صبرم عطا كن * دلم سرشار اطمينان بگردان مقيمم كن به كوى خود ، الهى ! * مرا از كوى اين و آن بگردان مقيم كوى تو سامان بگيرد * به سامان روح بىسامان بگردان به قدر ذرّهاى هم نيستم من * نظر بر ذرّه ، اى جانان بگردان به درياى فروغ بىكرانت * حضور ذرّه را امكان بگردان مرا مقصود ، جنّت نيست يا ربّ ! * تويى مقصود ، اى گردان بگردان به هرجا امر تو باشد خوشم من * خوش از فرمان تو ، فرمان بگردان گر ايمانم بود معلول يا ربّ ! * به ميل خود مرا ايمان بگردان ندانم من چه مىخواهم شوم ، تو * چه مىخواهى شوم من ، آن بگردان ز شرط بندگى گر طفره رفتم * قلم از عفو بر عصيان بگردان